ببار ای نم نم باران

 

تا رسیدم به این گذر، صد و بلکه هزار بار به عقب برگشتم، نگاه کردم تا کسی را به حال خود رها نکرده باشم.

می خواستم باشم، می خواستم دردی نباشم بر دردها، و نه باری گران بر سختی زندگی کسانی که دوستشان دارم.

روزی رسید که فهمیدم نه به داد خود رسیدم و نه به داد دگران. و گاه نگران کسانی بودم که نگرانیشان نه از دوری من که از نزدیکی به من بود.

 

ببار ای نم نم باران

زمین خشک را تر کن

سرود زندگی سر کن

...

/ 0 نظر / 9 بازدید